الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
148
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
اصل النقل 1 ) ، لا فى تأخره 2 ) ، فتأمل 3 ) . [ جواب استدلال مطرح شده ] در جواب اين استدلال بايد بگوئيم سه حالت براى اصل عدم نقل متصور است كه فقط اين اصل در يك مورد از آن جارى مىشود . حالت اول : يقين به اصل وضع داريم يعنى مىدانيم در ابتدا فلان كلمه براى فلان معنى وضع شده ولى شك داريم كه آيا از آن معناى اوّلى به معناى ديگرى منتقل شده يا نه . حالت دوم : يقين داريم فلان كلمه در فلان معنى در حال حاضر حقيقت است ، ولى نمىدانيم آيا از همان اول براى آن معنى وضع شده بود يا اينكه از ابتدا براى معناى ديگرى وضع شده و بعدا به معناى فعلى منتقل شده و در آن حقيقت شده است . « 1 » حالت سوم : يقين داريم كه در لغت براى معناى وضع شده بود و يقين هم داريم كه از آن معنى به معنى ديگرى منتقل شده ، ولى در تاريخ نقل جهل داريم . حال اصل عدم نقل فقط در حالت اول كه در اصل نقل شك داريم جارى مىشود و در حالت ديگر بخصوص حالت سوم كه مورد بحث ما است جارى نيست . 1 ) اشاره به حالت اول دارد يعنى اصالة النقل فقط در مورد اول جارى است 2 ) اشاره به حالت سوم دارد 3 ) احتمالات گوناگونى در اين تأمل بيان شده است : الف ) 1 - شايد اشاره به اين مطلب باشد كه در اعتبار اصل عدم نقل ، فرقى بين شك در اصل نقل و شك در تاريخ نقل وجود ندارد 2 - شايد هم اشاره به اين باشد كه حقيقت شرعيه كلا ثمرهاى ندارد . « 1 »
--> ( 1 ) - برخى اصل عدم نقل را در اين حالت نيز جارى مىدانند .